X
تبلیغات
رایتل

انتشار برای انتشار؟!

یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 12:39 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 0 نظر چاپ

انتشار برای انتشار؟!دکتر سعید آصف زاده

ضعف اساسی در درک مفاهیم علمی داده ها (data)، اطلاعات (information)، دانش (knowledge) و خرد (wisdom) در اغلب موارد به توهمات علمی در اجرای پژوهش و انتشار نتایج تحقیق منجر شده است. داده بیان واقعیت ها به صورت ابتدایی است. اطلاعات داده ای است با مفهوم یا مجموعه ای از عبارات و بیانیه ها در مورد واقعیت های جهان که بطور عمده در این مجموعه معنی و مفهوم آنها لحاظ نشده است و دانش اطلاعاتی است که در قالب مفاهیم شکل گرفته است و با مقصودی خاص انسان را در جستجوی اطلاعات بیش تر به منظور درک پدیده ای در جهان هدایت می کند. دانش به ما کمک می کند تا به اطلاعات جهت دهیم، آنها را با زندگی خود در آمیزیم و بدانیم چه زمانی اطلاعات نا مربوط و نا مناسب است. خرد دانشی است همراه با آگاهی یا ظرفیت دانستن اینکه چه دانشی برای حل یک مساله مناسب است. به بیان دیگر اطلاعات می تواند به ما بگوید چه پدیده ای اتفاق افتاده است، دانش می تواند به ما بگوید که آن پدیده چگونه اتفاق می افتد، اما خرد به ما به ما اجازه می دهد دانشی را بیابیم و با آن پدیده مورد نظر را ارزشیابی کنیم که آیا در جهت مثبت یا منفی ایجاد شده است.

انتشار برای انتشار؟! / دکتر سعید آصف زاده

دانش ترکیب سازمان یافته ای از داده هاست که از طریق قوانین، فرایندها و عملکردها حاصل می شود. امروزه کشور ها بر اساس توانایی در تولید و کاربرد دانش طبقه بندی می شوند و جوامع علمی و تجاری هر دو بر این باورند که سازمانهای دارای قدرت علمی می توانند برتری های بلند مدت خود را در عرصه های رقابتی حفظ کنند و به همین دلیل در سالهای اخیر مدیریت دانش به یک موضوع حیاتی تبدیل شده است.
ضعف اساسی در درک مفاهیم علمی داده ها (data)، اطلاعات (information)، دانش (knowledge) و خرد (wisdom) در اغلب موارد به توهمات علمی در اجرای پژوهش و انتشار نتایج تحقیق منجر شده است. داده بیان واقعیت ها به صورت ابتدایی است. اطلاعات داده ای است با مفهوم یا مجموعه ای از عبارات و بیانیه ها در مورد واقعیت های جهان که بطور عمده در این مجموعه معنی و مفهوم آنها لحاظ نشده است و دانش اطلاعاتی است که در قالب مفاهیم شکل گرفته است و با مقصودی خاص انسان را در جستجوی اطلاعات بیش تر به منظور درک پدیده ای در جهان هدایت می کند. دانش به ما کمک می کند تا به اطلاعات جهت دهیم، آنها را با زندگی خود در آمیزیم و بدانیم چه زمانی اطلاعات نا مربوط و نا مناسب است. خرد دانشی است همراه با آگاهی یا ظرفیت دانستن اینکه چه دانشی برای حل یک مساله مناسب است. به بیان دیگر اطلاعات می تواند به ما بگوید چه پدیده ای اتفاق افتاده است، دانش می تواند به ما بگوید که آن پدیده چگونه اتفاق می افتد، اما خرد به ما به ما اجازه می دهد دانشی را بیابیم و با آن پدیده مورد نظر را ارزشیابی کنیم که آیا در جهت مثبت یا منفی ایجاد شده است.
واقعیت این است که انتشار و اشاعه دانش بخش اصلی فرایند مدیریت دانش است و همانگونه که Backer تشخیص داده اشاعه دانش و انتشار اطلاعات شامل سه حرکت موجی بوده است: موج اول (60-1920) گسترش و فزونی انتشارات علمی، موج دوم (80-1960) انجام مطالعات زیاد درباره انتشار و کاربرد دانش با حمایت دولت و موج سوم (1980 به بعد) که بر انتشار و کاربرد اطلاعات تاکید دارد. شاید اگر بتوان موقعیت مراکز علمی را مروری سریع کرد به لحاظ تولید علم بیشتر اطلاعات تولید می کنیم تا دانش و به لحاظ انتشار، در موج نخست به سر می بریم . انتشار مجله های علمی دانشگاهی فراوان که با حمایت مالی و اداری دولت انجام می شود موید این نظر است. 
مخاطبین مجله های علمی ما کمتر به سراغ آنها می روند و نویسندگان مقاله ها به ندرت از مخاطبین خود بازخوردی دریافت می کنند. تجربه نگارنده در حدود 9 سال سردبیری این مجله و چاپ حدود 550 مقاله نشان داده است که تنها در یک مورد نقد کتبی بر مقاله ای از سوی یک خواننده شده بود و دو سه مورد نیز بصورت شفاهی ؛ در حالیکه مجله می بایست رابط اندیشه ها، یافته ها و دانش ها باشد و نه بایگان آنها.
از سوی دیگر گرایش به انجام تحقیقات ضعیف و حقیر (shabby research)، کش دادن مطالب از محتوای یک پژوهش به چند مقاله (stretching single research findings) و چاپ مقاله های خالی از محتوا ( redundant papers in the trace toward publication ) نمی تواند به افزایش بار دانش و توان علمی بیانجامد و خردمندی را توسعه دهد و این پرسش را مطرح می کند که آیا انتشار برای انتشار است؟
درجا زدن پژوهشهایی که بیشتر یک مشق یا تمرین پژوهشی است، دوباره کاری و کپی برداری از پژوهش های خارجی، نا توانی در بررسی متون، ناتوانی در تحلیل انتقادی، گزارش های پژوهشی، قصور در آموزش روش نقد علمی (critical analysis) به دانشجویان کارشناسی ارشد، PhD و تخصصی و سطحی نگری در پایان نامه ها مانع از بروز خلاقیت علمی شده است و این ضرورت پرسش بالا را مطرح می کند: انتشار برای انتشار و دیگر هیچ؟! به این لحاظ باز اندیشی و تحلیل رفتارهای علمی از سوی خردورزان دانشگاهی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.