X
تبلیغات
رایتل

از EOM در سابجکت ایمیل استفاده کنید

پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1390 11:14 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 1 نظر چاپ


تو وب سایت حرفه؛ روابط عمومی یه مطلب کاربردی یاد گرفتم که کارایی زیادی داره فکر کردم اینجا معرفیش کنم خوب باشه.



از EOM ذر سابجکت ای میل استفاده کنید

هنگامی که می خواهید یک پیام خیلی کوتاه را در ایمیل ارسال کنید، می توانید از تکنیک EOM یا «پایان پیام» (End Of Message) استفاده کنید.

برای این کار کافی است که تمامی اطلاعات لازم را در سابجکت ایمیل قرار دهید و آنگاه در پایان آن عبارت EOM را بنویسید.

این کار به گیرنده نشان می دهد که تمامی پیام در سابجکت است و نیازی به باز کردن ایمیل ندارد.
همچنین جیمیل باهوش است و با این کار هنگام ارسال پیام به شما اخطار خالی بودن متن ایمیل (Body) را نمی دهد. در واقع سابجکت، تمام همان پیامی است که باید ارسال شود. در صورتی که برای گیرندگان ایمیل های تان این عبارت نامفهوم باشد، می توانید طی یک ایمیل آن را به آنها توضیح دهید. یا اینکه طی یک ایمیل، عبارتی قرار دادی را برای این کار به آنها معرفی کنید.

مثال:
سابجکت: قرار ملاقات ۱۲ خرداد، ساعت ۱۰ صبح، سالن کنفرانس شرکت ساسان، درباره دریافت ویزا EOM

روز میلاد حضرت علی(ع)

پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1390 12:33 ق.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 0 نظر چاپ


(یا علی جان)

امید وصف رخت یا علی به دل مانده

کمیت عقل لنگ و پا به گل مانده

خسوف کامل این قرن شام میلادت

از نور روشن تو ماه هم خجل مانده




ولادت با سعادت مولای عاشقان امیرمومنان علی (ع) مبارک باد.




« کودک و فرشته »

چهارشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1390 11:46 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 7 نظر چاپ

« کودک و فرشته »

 

کجا فیلم « پیانیست» که اون همه براش جنجال اسکاری به پا کردن به پای فیلم « کودک و فرشته » می رسه؟! کودکی که دختر 13 یا 14 ساله ایه به اسم « فرشته » . چه استعاره های شاعرانه و واقعی از یک کودک بی گناه که « کیف مدرسه اش رو باز می کنه کتاباشو درمیاره و به جای اونا خمپاره می ذاره تا ببره برای همشهریهاش که دارن مقاومت می کنن » گل فروشی مقر این آدمای مقاومه. یه سکانس دیگه ای هم هست که عاشقش شدم دختر یه گل تو گلدونی که کنارش کمی شکسته تو حیاط یه خونه که اونجا فعلا پناه گرفته پیدا می کنه و کنار خمپارهها تو کیفش می ذاره. دختر دنبال برادرش که چهار روزه ازش بی خبره می گرده. در این بین از دخترای دیگه جدا شده و با اتفاقای تلخی درگیر می شه : صدای خمپاره تیر شلیک گلوله آدمای مرده  آوارگی گرسنگی و بی پناهی و خلاصه جنگ. در سکانس پایانی فیلم هم پرستار تو آمبولانس که یه جنازه رو پایین می ذاره به دختر می گه جنازه رو زمین نمونه!

چقدر این همه تلخی و ترس برای یه روح لطیف سخته. این دختر به نظرم نماد همه مردم ایرانه نه فقط زنها.


اول یادداشت اسم فیلم « پیانست » رو آوردم چون آخرین فیلمی که مربوط به جنگ می شد دیدم همین فیلمه .

شب، خنده ، خدا، تلنگر

یکشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1390 11:59 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 1 نظر چاپ

شب، خنده ، خدا، تلنگر
دیشب که خواهرم گفت جواب ارشد رو سایته داشتم فیلم « تسویه حساب » تهمینه میلانی رو می دیدم برام مهم نبود اما وقتی سی دی شماره دو فیلم رو گذاشتم برای اینکه خیالم راحت بشه! از دلشوره اینکه قبول نشده ام ( چون خیلی از سوالا و اسامی رو تا اون موقع ندیده و نشنیده بود) فیلم رو متوقف کردم و اومدم به سایت سازمان سنجش. شماره پرونده و بقیه چیزایی که خواسته بودو وارد کردم  واقعا از خنده منفجر شدم ساعت از یک و نیم نیمه شب گذشته بود ولی با صدای بلند خندیدم چون تو هر دو گرایش « علوم ارتباطات اجتماعی » مجاز شده بود. خندم از این بود که ای بابا شاید یک ساله که هیچ جزوه درسی نخوندم یه کتاب مرتبط نخوندم لااقل پارسال که مجاز شدم یه چند صفحه ای ( واقعا شاید ده صفحه خونده بود) ولی امسال چی؟!
به هر حال خدارو شکر می کنم که ناامیدم نکرد شاید مثل شبکه اجتماعی فیس بوک که گاهی یه دوست تلنگر می زنه خدا هم یه تلنگر بهم زده . خداجون بازهم خوبه مرسی.