X
تبلیغات
رایتل

آزمون ارشد

پنج‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1390 10:12 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 0 نظر چاپ


آزمون ارشد


چند وقت پیش یکی از آشناها در مورد آزمون دستیاری وکالت حرف می زد و از سلیقه ای بودن حتی جوابا می گفت . بگذریم آزمون امروز خیلی سرگرم کننده! بود. شاید هم یه فرصت برا این بود که اگه احیانا سوالای بعد از زبان انگلیسی رو بلد نبودی یا شک داری یا حتی درست علامت زدی یه بار دیگه هم علامت بزنی یا اصلا دوباره علامت نزنی یا غلط جواب بدی تا یه مروری هم رو سوالا کرده باشی دیگه نخوای برگردی عقب خلاصه از سوال 126 تا یادم نیست کدوم سوال حدود 15 تا سوال عینا با همون چهارجوابی ها تکرار شده بود.

جای بسی تشکر و خوشحالی ست که به کسب یه همچین تجربه ای نایل شدم. جاتون خالی.




حاشیه آزمون:

دانشگاه الزهرا(س) ساختمان خوارزمی طبقه هفتم.

اینجا محل آزمون من بود. رفتم تو صف آسانسور. یه گروه سوار شدن و رفتن. گروه دوم هم سوار شدن حالا ساعت هشت و ده دقیه س . خیلی مهم نیس ولی آسانسور تکون نمی خورد. خدای من آدمای تو آسانسور مثل مجسمه های مادام توسو! حتی تکون هم نمی خوردن. رفتم جلوتر بلند گفتم خب تعداد زیاده پیاده شید تا حرکت کنه! می بینید هیچ کس حتی حرفی نمی زد فکر کنم به یک « مغز متفکر » تبدیل شده بودم! فقط یه نفر پیاده شد. همچنان مجسمه های مادام توسویی تکون نمی خوردن . پنج دقیه دیگه هم گذشت تا یکی از کارکنان آقای! دانشگاه گفت ظرفیت آسانسور زیاده و چن نفر پیاده بشن خلاصه کمی بعد دونفر دیگه هم پیاده  شدنو حرکت کرد و اینطوری شد که من هم به همراه بقیه سوار آسانسور شدم  و به طبقه هفتم رفتم.

بقیه اش هم که مهم نیس چون بالاخره همه تجربه های اینچنینی دارن.

خوبه یکی از سوالایی که دیشب خوندم اومده بود نامردا فکر نمی کردم اینقدر سال کشتار مردم میان مین ( یادم نیست  ولی تو چین بود) اینقد نزدیک به هم بدن.

جوابی که ادوارد براون می شد رو فکر کنم کم رنگ زدم چون مطمئن نبودم و پاک کن رو تو کیفم جا گذاشته بودم. خدا کنه کامپیوترشون دستی! باشه و دل کامپیوتره به حالم بسوزه و  اونو قبول کنه.

رفتنه هم با دو تا خانم آشنا شدم که برگشته یکیشون عوض شد، بالاخره هردو  هم دانشگاهی بودن.

دارم به خودم می گم فری کاش همون دوسال قبل که کنکور دادی شروع کرده بود و خاطره می نوشتی . دارم می شم فری کنکوری.

دیگه بقیه اش باشه برای اردیبهشت اگه قسمت! شد.