X
تبلیغات
رایتل

دیدن یه دوست

یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1388 10:22 ب.ظ نویسنده: فرزانه نظرات: 1 نظر چاپ

 دیدن یه دوست


امروز رفته بودم یه مرکز خرید و داشتم دیگه آخرین انتخابمو برمی داشتم که برم صندوق برای صورت حساب که :

همکلاسی  و هم نیمکتی و خلاصه دوست کلاس اول ابتداییمو دیدم. خیلی خوشحال شدیم دوتایی.

جالبه که اون منو از نیمرخم شناخت منم اونو از صداش و مدل خنده اش (همه رو اینطوری می شناسم) شناختم راستی که خیلی عوض شده بود. یه مامان حسابی و کمی چاق. پسر کوچولوش و همسرش هم بودن . شاید دیدار ما ۵ دقیقه هم طول نکشید اما خیلی خوشایند بود.

سه یا چهار سال پیش هم اتفاقی همدیگرو دیده بودیم. اون هم گذری و کوتاه.